به جهت اولین توشه در سینمای اصغر فرهادی، فرهادی فیلمنامهنویس از فرهادی کارگردان پیشی گرفته و متن خیلی جلوتر از میزانسنها و دکوپاژها قرار میگیرد. فرهادی هر جا که توانسته از دنیا سینمایی خودش نیز وام گرفته، نظیر مواجهه ملیحه اصلی زن صاحب سکههای طلا در خانه که یک لحظه در نوشته و اجرا ترس گم شدن کیف را در دل مخاطب میاندازد یا در سکانس نقش بازی کردن در فرمانداری که گشوده شخصیتهایش را در موقعیتی چنان دشوار قرار می دهد که نفس حاضران رو به روی پردهی تبارک میگیرد. فراستی مهم بیان این که سینما شفافترین مدیوم به جهت لو دادن ناخودآگاه و لو دادن دروغهای فیلمساز است، گفت: هر چه میزان تو داعیه کنی، یک کات، یک جای دوربین، یک مکث بیش تر یا کم تو را لو میدهد. در برخی سکانسها نیز، زیرا سکانسهای خبر ها و نشان دادن رحیم در شبکههای مختلف، فرهادی دقیق نمیداند چه میخواهد بکند از همین رو، روی تسلط بر تصویر، اصغر فرهادی دلاور حاتمی کیا قلیل میآورد. بعضا میزانسنهای فرهادی انگار کپی دست چندمی از بر روی اثر ها خودش است. آنجا که میتوانست اعتراضی نکرد و گشوده خودش گرفتار به عبارتی سیستم شد. اهمیت حیث مساعد آقای فرهادی، مقرر میشود ایشان که خویش اهل شیراز بوده، نسبت به گفتمان و تصویربرداری از همین فرد اقدام کند. تازه ترین ساخته اصغر فرهادی کماکان در مذمت دروغ است، نسبت به شبکههای اجتماعی موضع میگیرد، قضاوت افکار عمومی را به چالش میکشد و مسئولان را نقد میکند. دو نمونهی بالا نوازش و چکی بودند که فرهادی در قصهی پرکشش قهرمان دایم بر سرمان میکشد یا این که به صورتمان میزند. اهمیت همین همه، یک تماشاگر می تواند حتی به همین موضوعات اجتماعی در فیلم توجه نکند البته کماکان از طریق او در طرح فوقالعاده داستان مبهوت شود؛ روشی که فرهادی مشکلات، نیت شخصیتها و متغیرها را مطرح می کند و آنان را تبدیل به موجی می نماید که همه آدمهای اطراف رحیم را در خود میکشد. فیلم روایتی از رحیم، زندانی مالی هست که در چند روز مرخصیاش درگیر ماجراهایی شده و فراز و فرودی تعجب آور را در بازهای کوتاه تجربه میکند. هر دو نیز غیر از معنای صریحی که در زمانه گفته شدنشان دارا‌هستند در قسمتهای پایانی فیلم معنای استعاری خویش را هم پیدا میکنند. دو عنصر بازیگران و فیلمنامه «قهرمان» دقیقا مواردی هستند که عمده کاربران شبکههای اجتماعی هم بر روی آن حیث مثبت دارا هستند و آن ها را نقاط قوت فیلم جدید اصغر فرهادی میدانند. عاشقانهی رحیم و فرخنده (سحر گلدوست) چنان باورپذیر و درکشدنی تصویر شده که به عنوان خردهپیرنگی حیاتی در داستان ارزشهای یک روایت کامل جداگانه را دارد.

ایندکسر