[ad_1]

استثنایی: برای بیش از 40 سال ، باب گرون برخی از شاخص ترین هنرمندان موسیقی را ضبط کرده است.

اما لنز افسانه ای فقط دوربین او را نگرفته و آن را روز می نامد. این عکاس در طول راه با بسیاری از سلطنتی راک دوست شد و اکنون در کتاب جدید خود “مکان دقیق ، زمان دقیق” داستان تعریف می کند.

در طول ده سال فعالیت خود ، گرون با هنرمندانی مانند تپانچه های جنسی ، بلوندی ، کی ، دیوید بووی ، آلیس کوپر و The Clash تورهای زیادی داشته است – و فقط چند مورد را نام برد.

هنگامی که جان لنون در سال 1971 به نیویورک نقل مکان کرد ، گرون نه تنها عکاس شخصی او شد ، بلکه دوست شد. دوستی آنها تا مرگ ناگهانی لنون در سال 1980 در 40 سالگی ادامه خواهد داشت.

چرا کتاب جیمی هندریکس در 27 زمان هنوز به یک رمز و راز محدود می شود ، این کتاب آشکار می کند: “این یک اتفاق اساسی بود”

باب گروین (اینجا با کورتنی لاو دیده می شود) از شاخص ترین چهره های تاریخ موسیقی عکس گرفته است.

باب گرون (اینجا با کورتنی لاو دیده می شود) از نمادین ترین چهره های تاریخ موسیقی عکس گرفته است.
(عکس توسط KMazur / WireImage / گتی)

گرون در مورد اسیر شدن تینا ترنر به عنوان یک مادر عادی ، آخرین باری که با لنون صحبت کرد و اینکه پرستار برای سید ویوچس است ، به فاکس نیوز گفت.

اخبار فاکس: برداشت اولیه شما از جان لنون چه بود؟
باب گرون: جان بسیار سرگرم کننده بود. او همیشه شوخی می کرد. و افراد زیادی این یوکو را نمی شناسند [Ono] او همچنین شوخ طبعی بسیار خوبی دارد. بدون شوخ طبعی نمی توان با جان بود * می خندد *. دیدار از آنها همیشه به معنای اوقات خوب بود. برای عکاسی از او آمدم و به عنوان یک دوست رفتم.

اخبار فاکس: ما را به روزی که تصویر نمادین لنون را در نیویورک گرفته اید برگردانید.
گرون: در آن زمان جان از یوکو جدا شد. او در شرق منهتن یک پنت هاوس داشت. بنابراین او از من خواست بیایم و یک سری عکس برای آلبومش Walls and Bridges بگیرم. وقتی کارمان تمام شد ، جان گفت: “بیایید برخی از آگهی های تجاری را بگیریم.” ما به فکر سقف بودیم. دیدم که او در نیویورک با این افق احاطه شده است.

DEFEID FREIBERG از ستاره جفرسون ، کتی ریچاردسون خاطراتی از پائول کانتنر را به اشتراک می گذارد: “ما به هم پیوستن”

باب گروئن پولاروید ، عکسبرداری از جان لنون ، پیراهن نیویورک ، حدود سال 1974

باب گروئن پولاروید ، عکسبرداری از جان لنون ، پیراهن نیویورک ، حدود سال 1974
(© Bob Gruen)

من این تی شرت جان را یک سال زودتر به او دادم. سپس برخی از پسران آنها را ساختند و سپس پیراهنهای روی پتوها را به میدان تایمز فروختند. حتی در مغازه ها نبود. گرافیک را خیلی دوست داشتم. بنابراین یک روز از کنار یکی از این دکه ها گذشتم و یکی را برای جان خریدم. من حتی آستین ها را با چاقو برای او کوتاه کردم.

و اینجا ، یک سال بعد ما روی این سقف هستیم. به افق نگاه کردم و گفتم: “هنوز این تی شرت را داری؟ چون فکر می کنم با افقی که در پشت شما قرار دارد عالی به نظر برسد. “و او این کار را کرد. سپس جان آن را پوشید. ما هیچ ایده ای نداشتیم که عکس به چنین لحظه ای نمادین تبدیل شود.

KISS در ژاپن ، مارس 1977

KISS در ژاپن ، مارس 1977
(© Bob Gruen)

اخبار فاکس: شما همچنین از جان و یوکو در گرینویچ ، کانکتیکات ، مکانی که زمانی فکر می کردند به آنجا بروند ، عکس گرفته اید.
گرون: این سال 1973 بود. وقتی در سال 1971 به نیویورک نقل مکان کردند ، یک آپارتمان همکف در طبقه همکف دریافت کردند. پس از مدتی ، مردم شروع به دانستن مکان خود کردند. به معنای واقعی کلمه می توانید به در بروید و زنگ را بزنید. این یک مسئله امنیتی شده است. سپس آنها به دنبال چیزی دورتر بودند. آنها به اطراف نیویورک ، خارج از لانگ آیلند یا شاید در کنتیکت نگاه کردند ، جایی که می توانستند در یک خانه روستایی زندگی کنند.

جان لنون در پشت بام در نیویورک.  این تصویر توسط باب گرون در تاریخ 29 آگوست 1974 گرفته شده است.

جان لنون در پشت بام در نیویورک. این تصویر توسط باب گرون در تاریخ 29 آگوست 1974 گرفته شده است.
(© Bob Gruen)

برای یک بعد از ظهر به سمت گرینویچ حرکت کردم ، آنجا آنها خانه ها را بازرسی کردند. در پایان ، من آنجا خانه ای پیدا نکردم. چند سال بعد ، آنها به آپارتمانهایی در داکوتای نیویورک نقل مکان کردند. او از آپارتمان اول امن تر بود * می خندد *. اما سرانجام مردم فهمیدند که آنجا هستند.

دیوید باوی “روح مبارک” بود ، یک عکاس می گوید: “او خواهد آمد تا بازی کند”

اخبار فاکس: آخرین باری که با جان صحبت کردید را به خاطر می آورید؟
گرون: من او را دو روز قبل از مرگ دیدم. حالش خیلی خوب بود. او چنان هیجان زده بود که آلبوم جدیدش در جدول بالا رفت. او مخصوصاً افتخار می کرد که سرانجام یوکو مورد نقدهای خوبی قرار گرفت و منتقدان موسیقی وی را جالب دانستند آنها گفتند موسیقی او در میانه راه است. او گفت: “این به این دلیل است که ما در میانه راه پایین می رویم.”

خیلی خوشحال بود او حتی در مورد تور جهانی در بهار صحبت کرد. من آن شب فکر کردم که قصد دارم با جان لنون به جهان سفر کنم. سپس روز دوشنبه من عکس هایی را که از او گرفته بودم تهیه کردم. بعد فهمیدم جان مرده است. این بزرگترین شوکی بود که تا به حال دیده ام. این احساس وحشتناکی بود.

(LR) جو استرومر ، میک جونز و پاول سیمونون از فیلم The Clash at Top of The Rock در نیویورک.  این عکس توسط باب گروئن در ژوئن 1981 گرفته شده است.

(LR) جو استرومر ، میک جونز و پاول سیمونون از فیلم The Clash at Top of The Rock در نیویورک. این عکس توسط باب گروئن در ژوئن 1981 گرفته شده است.
(© Bob Gruen)

حالا من فقط سعی می کنم لحظاتی را که با هم داشتیم به خاطر بیاورم و لذت ببرم ، نه آنچه را از دست دادیم. قرار بود امروز جان داشته باشیم. دوست دارم جان را در توییتر ببینم زیرا او همیشه حرف هایی برای گفتن داشت. و من مطمئن هستم که اکنون حرفی برای گفتن خواهیم داشت.

(LR) جان پل جونز ، جان بونهام ، جیمی پیج و رابرت پلانت از لد زپلین در مقابل هواپیما در نیویورک.  24 جولای 1973

(LR) جان پل جونز ، جان بونهام ، جیمی پیج و رابرت پلانت از لد زپلین در مقابل هواپیما در نیویورک. 24 جولای 1973
(© Bob Gruen)

اخبار فاکس: شما همچنین از Sex Pistols فیلمبرداری کردید. هنگام نوشتن این کتاب چه خاطراتی برای شما برجسته شد؟
گرون: ای پسر ، این همه خاطره وجود دارد * می خندد *. من چندین بار در انگلیس با آنها ملاقات کرده بودم. بنابراین وقتی آنها به آمریکا آمدند ، ما با هم ارتباط برقرار کردیم. آنها به اطراف آمریكا سفر كردند و برنامه اجرا كردند. به یاد دارم که آنها در تگزاس بازی می کردند ، جایی که مردم چیزهایی را به سمت آنها پرتاب می کردند و آنها فقط فوراً داد می زدند. من 10 روز برای فیلمبرداری آنها وقت گذاشتم.

سامی هاجر می گوید که “اوایل سال جاری” قبل از مرگ راکر با ادی ون هالن آشتی کرد

و بعد که همه چیز تمام شد ، جانی روتن به نیویورک آمد و من او را در CBGB دیدم. سپس به من گفت که این گروه از هم پاشیده است. تمام شغل من فقط در همان زمان و آنجا خراب شد زیرا آنها دیگر یک گروه نبودند. فیلم “Sid and Nancy” اکران نمی شود [in 1986] که این علاقه مجدد به تپانچه های جنسی وجود دارد. همه چیز خیلی عجیب بود.

Sid Vicious از The Sex Pistols با یک بازوی قطع شده در هواپیما در یک تور آمریکا.  ژانویه 1978

Sid Vicious از The Sex Pistols با یک بازوی قطع شده در هواپیما در یک تور آمریکا. ژانویه 1978
(© Bob Gruen)

اخبار فاکس: عکسی وجود دارد که شما از سید ویچوس گرفته اید جایی که زخم بزرگی در بازو دارد.
گرون: لحظه بسیار تکان دهنده ای بود … یادم می آید که محافظ این چاقوی شکاری بزرگ را داشت و سید می خواست ببیند تیز است یا نه. و آن را روی پوست خود نقاشی کرد تا ببیند آیا موهایش را کوتاه می کند یا نه. نیازی به گفتن نیست که خیلی بیشتر از موها کوتاه می شود. نمی دانم او بیمه نبود یا چه چیزی ، اما آنها در بیمارستان او را معالجه نمی کردند. بنابراین او هر کجا که می رفت فقط آن شکاف باز را داشت. و هیچ کس به او توجهی نکرد.

فکر می کنم از دیدن شب دوم خسته شدم. به عنوان یک پیشاهنگ ، زخم را تمیز کرده و دوباره با نوار چسب خود قرار می دهم تا بخیه های پروانه درست شود. این روند بهبودی را شروع می کند. و بعد ما فقط ادامه دادیم. تو آنچه باید انجام بدی رو انجام می دی. مسئله این است که سید در واقع مرد خوبی بود. اتفاقاً او در نقش شرورانه خوب عمل می کند.

باب گروئن هنگام اجرای برنامه در کنسرت باغ بوستون در ماه مه 1973 از رود استوارت عکس گرفت.

باب گروئن هنگام اجرای برنامه در کنسرت باغ بوستون در ماه مه 1973 از رود استوارت عکس گرفت.
(رون پونال / گتی ایماژ)

اخبار فاکس: شما تینا ترنر را به عنوان یک مادر عادی در عکس هایش به تصویر کشیدید ، نه به عنوان یک ستاره. آن تجربه چه بود؟
گرون: خوب ، وقتی من به خانه اش رفتم ، او قبلاً برای بچه ها ساندویچ درست می کرد. و بعد ، وقتی ما رفتیم ، او بچه هایش را به تمرین فوتبال می برد. ما همچنین به فروشگاه های مواد غذایی رفتیم ، جایی که او نان عالی خریداری کرد. او پنج فرزند در خانه داشت و اینها بسیاری از ساندویچ های کره بادام زمینی هستند. او مادری بسیار عادی بود. او اتفاقاً تینا ترنر بود.

TOMMY LEE می گوید در روز یک سال 2 گالن ودکا نوشید: گزارش

تینا ترنر در حدود سال 1971 در یک فروشگاه مواد غذایی در لس آنجلس نان می خرد.

تینا ترنر در حدود سال 1971 در یک فروشگاه مواد غذایی در لس آنجلس نان می خرد.
(© Bob Gruen)

اخبار فاکس: امیدوارید مخاطبان از کتاب شما چه چیزی بگیرند؟
گرون: فکر می کنم شما باید آرزوی خود را دنبال کنید. من در جاده با انجام همین کار بسیار سرگرم شدم. من زندگی واقعا هیجان انگیزی داشتم. من به بسیاری از مکانهای شگفت انگیز رفته ام و با افراد شگفت انگیز زیادی ملاقات کرده ام. اما آن لحظات اتفاق افتاد زیرا من در زمان مناسب در جای مناسب قرار گرفتم. و اگر این واقعیت نبود که من این رویا را می دیدم و مصمم به دنبال آن بودم ، آنجا نبودم.

[ad_2]

منبع: technical-news.ir