[ad_1]

این شکرگذاری ، همسرم ، کتی ، قصد داشت هر غذایی را از فصل جشن کتاب آشپزی جدید ما آماده کند ، با عجله خوشحال ، 100 دستور العمل جدید سریع و آسان که طعم خانه را دارند.

ممکن است گرینچ کریسمس را دزدیده باشد ، اما COVID شکرگذاری را برای همه از خط خارج می کند.

بنابراین به جای اینکه همه زیر یک سقف قرار بگیریم ، عملاً با سه فرزندمان ارتباط برقرار می کنیم و چنین وانمود می کنیم. تقریبا طبیعی همانطور که ما برای دیدن چهره های اندازه تمبر پستی آنها در جعبه های Zoom Brady Bunch فشار داشتیم.

در اوایل روز من به زیرزمین رفته بودم و به دنبال ماهی تابه بوقلمون بزرگ می گشتم و اتفاق دلتنگی دلپذیری رخ داده بود.

STEVE DOOCY: هنوز بسته بندی کدو تنبل را دریافت می کنید؟ دستورالعمل ما را برای “PUMPKIN LEAVING SPIDER GROUP SMOTHTI” امتحان کنید

ما جمع نیستیم ، اما در حال حاضر در زیرزمین خود تقریباً همه اسباب بازی هایی را که کودکان تا به حال بزرگ شده اند ، داریم که هنوز روی فرش پراکنده اند ، گویی که 20 دقیقه قبل با آنها بازی می کنند. اما در واقع تقریباً 20 سال پیش بود.

در میان تمام اسباب بازی هایم ایستاده ، خاطرات خوش بسیاری بازگشت و بچه های بزرگ ما همه 20 سال کوچکتر بودند ، همانجا با من در زیرزمین.

طنز این بود که قبل از همه گیری ، به جایی رسیدم که اگر بچه ها نمی خواستند اسباب بازی ها و وسایل خود را در جای خود ببرند ، شاید ما باید آنها را جایی اهدا کنیم.

ما در یک دوراهی بودیم و هر بار که بچه ها به ملاقات می آمدند ، من پیشنهاد می کنم پایین برویم و زیرزمین را “منطقی” کنیم ، این یک کد برای y استوالدین ما نمی توانند این مفصل را با این همه زباله بفروشند و ما هرگز خانه رویایی خود را با اتاق خواب اصلی در طبقه همکف به دست نخواهیم آورد!

پیتر بیش از چند بار به زیرزمین رفته بود و هر بار که شروع به تمیز کردن می کرد ، کوله پشتی یا کمد ورزشی را باز می کرد و امتیازات و سوغات او را به کلاس ، دبیرستان و دبیرستان منتقل می کرد.

برای او ، این یک انبار اسباب بازی و خاطره نیست ، این آرشیو ملی رسمی او است که توسط والدینش تنظیم شده است ، که هرگز مجموعه عظیم خاطرات عجیب خود را مانند یک بطری آب نیمه خالی از اکران جهانی پسر بچه آدام سندلر دور نمی اندازد. “مگر اینکه آدام سندلر از آن نوشید ، من نمی دانم چرا ما آن را نگه داریم.

ما همچنین مجموعه ای غنی از جعبه های Wheaties با تصاویر قهرمانان سری جهانی و Super Bowl در قسمت جلو داریم – و Wheaties های واقعی هنوز در داخل بسته بندی شده اند.

من می دانم که آنها قابل جمع آوری هستند ، اما اگر سازمان غذا و دارو می دانست که ما در زمان ریاست جمهوری بیل کلینتون ، مواردی را با صبحانه همراه با غذا خورده ایم ، آنها مطمئنا تیمی را به Hazmat می فرستند.

بنابراین پیتر هرگز در کمک نبود منطقی سازی.

اطلاعات بیشتر از Opinion

من می دانستم که متقاعد کردن سالی سخت ترین مشکل خواهد بود ، زیرا او کوچکترین و احساساتی ترین فرزند ما است ، که یک دوره طولانی زندگی را پشت سر گذاشته است و هیچ غذایی را که در تلویزیون رقصیده باشد نمی خورد. تبلیغات. فروش آن سخت بود ، بنابراین من تعقیب او را شروع کردم و با یکی از اسباب بازی های مورد علاقه او شروع کردم.

“سالی ، پس انداز کرد یا اهدا کرد؟”

او حدود پنج ثانیه به او نگاه کرد ، به وضوح یک خاطره را به یاد آورد و سپس گفت: “اهدا”.

من شوکه شدم ما به سراغ مورد بعدی رفتیم. من آن را به سبک کارول مریل برداشتم ، و او مکث کرد و گفت: “اهدا”.

مورد بعدی؟ “اهدا”

بعد از مرور آنچه قرار بود 50 مورد باشد ، روی زمین بودم. او یکی پس از دیگری کیف غول پیکر Hefty را پر کرده بود.

وی گفت: “من همیشه این چیزها را به یاد می آورم و دوستشان خواهم داشت.” “اما شما نمی توانید آن را برای همیشه حفظ کنید ، و خلاص شدن از شر همه چیز خوب است.” دقیقاً همان چیزی بود که می خواستم بشنوم. اما بعد قلب سبکی داشتم و فکر کردم ، “چرا من این چیزها را برای همیشه نگه می دارم؟”

برای دریافت خبرنامه با نظر اینجا را کلیک کنید

شرکت کننده در آخرین نظافت ، مری ، به طور متداول لباس های خود را از کالج بوستون گذراند. همه آنها سبک های کلاسیک بودند و او می خواست آنها را نجات دهد ، که منطقی بود زیرا همه آنها هنوز مناسب هستند. همان چیزی که با کمد لباس او در دانشکده حقوق است. بنابراین ما یک برج حمام Tupperware را در یک گوشه ترتیب دادیم و به سمت اسباب بازی ها برگشتیم. “اهدا یا پس انداز؟”

او عروسکی را که دو سال با او خوابیده بود مطالعه کرد ، “بیایید مولی را بدهیم. وی گفت: “برخی از دختران خوشحال در جایی به اندازه من او را دوست خواهند داشت”. اما وقتی من شروع کردم به قرار دادن مولی در یک کیسه سنگین ، او منصرف شد. “صبر کنید … فکر می کنم می خواهم پس انداز کنم یکی از. “

“خوب ، چطور؟”

او لحظه ای در یک خلسه به سر می برد و به یاد می آورد که در آن زمان که این شی مهمترین چیز در جهان برای او بود کجا بود. “این یکی دیگر است که دوست دارم آن را حفظ کنم.”

بنابراین من این را بالای مجموعه او در کالج بوستون قرار دادم. نگاهی به اطراف انداخت ، صورت ناراحت من را برگرداند و گفت: “بابا ، من دوست دارم همه چیز را پس انداز کنم. خوبی؟ “

نه ، من می خواستم زیرزمین را تمیز کنم زیرا می دانستم جایی فرش داریم. اما در همان زمان ، من همه چیز را برای آنها – برای فرزندانشان ، خاطرات آنها – ذخیره کرده بودم و این تأییدی بود بر اینکه من کار درستی انجام داده ام.

مری به کیسه های بازی که سالی برای سطل آشغال مشخص کرده بود نگاه کرد. او گفت: “سالی این را نمی داند ، اما روزی او بعضی از این چیزها را می خواهد ،” و مری کیسه را برداشت و آن را روی زمین انداخت. او گفت: “ببین ، این تمام کودکی سالی است.” بابا نمی توانی آن را دور بریزی. “

وقتی این حرف را می زنی ، حق با او بود ، من نمی توانستم کودکی کسی را دور بیندازم و این کار را نکردم. هنوز همه چیز در زیرزمین خانه پایین است ، و ما هرگز از آن خارج نخواهیم شد.

کتی با فکر و نوستالژیک اسباب بازی های نمادی کودکان ، چیزهایی مانند جورج کنجکاو ، تدی و جای خالی کودکان را در جعبه های سایه پلکسی گلاس قرار داد ، فقط چند متر از جایی که بچه ها یک نسل با آنها می خوابیدند.

وقتی آنها را دیدم ، بلافاصله به زمانی رسیدم که بچه ها کوچک بودند و من و کتی تعجب کردیم که آینده آنها چه خواهد بود.

تا کنون خیلی خوب.

خانواده دوسی چند سال پیش در روز شکرگذاری.

خانواده دوسی چند سال پیش در روز شکرگذاری.

بعد از همه گیری و دفعه بعدی که بچه ها به خانه می رسند ، از آنها می پرسم که آیا می توانند به من کمک کنند تا چیز سنگینی از زیرزمین بیرون بیاورم یا خیر ، و سپس از آنها می پرسم آیا در طبقه پایین چیزی وجود دارد که می خواهند خلاص شوند ، و آنها می گویند بله اما منظور آنها واقعاً خیر است. 30 سال و سه فرزند طول کشید تا متوجه شدم.

برای دریافت برنامه FOX NEWS اینجا را کلیک کنید

بچه های ما امسال برای شکرگذاری نتوانستند آن را به خانه تبدیل کنند و حدس می زنم این خوب باشد. در حقیقت ، من یک بعد از ظهر بسیار دلپذیری را با کنجکاو جورج ، یک بطری آب توسط آدام سندلر و مولی عروسک دخترانه آمریکایی گذراندم.

من هرگز تابه بوقلمون را پیدا نکردم.

برگرفته از “استیو و کتی دوسی” “خوشحال در یک کتاب آشپزی سریع ، 100 دستور العمل سریع و آسان جدید به سبک خانگی”. برای سفارش اینجا را کلیک کنید

با اجازه ویلیام مورو ، چاپ شده توسط HarperCollins ، استفاده می شود. کلیه حقوق محفوظ است

برای مطالعه بیشتر از Steve DOOCY اینجا را کلیک کنید

[ad_2]

منبع: technical-news.ir

ایندکسر